محمد تقي جعفري
21
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
از يك طرف و با تأمل در ابيات بسيار مهم جلال الدين كه ما مورد تفسير و نقد و تحليل قرار دادهايم از طرف ديگر ، اين حقيقت را درك خواهيم كرد كه فرهنگ عالى انسانى همكاران و خدمتگزاران شايسته و صديق دارد كه فاصلهء زمان و محيط نمىتواند ميان آنها جدايى بيندازد . نيز باشد كه نويسندگان معاصر ما و آينده بدانند كه براى ورود به صحنهء همان فرهنگ عالى و بارور ساختن و به كار بردن آن در پيش رفت همه جوامع بشرى فقط احتياج به تغيير لباس و شكل و ظاهرى دارند . پيش از شروع به مطالعهء جملات جاودانى ويكتور هوگو اين نكتهء بسيار مهم را هم در نظر داشته باشيم كه مىتواند تفاوت هدف گيرى اين دو شخصيت را در فعاليت مغزى نشان بدهد : با دقت كافى در عبارات ويكتور هوگو روشن مىشود كه اين مرد در هنگام بيان نكته هاى ابتكارى و عالى در بارهء تنظيم و زيبا ساختن آنها كاملًا هشيارانه حركت مىكرده ، به عبارت ديگر روى هر يك از آن جملات به طور مستقل تكيه داشته است . در صورتى كه جلال الدين به جهت غوطه ور شدن در هدف كلىتر نكات ابتكارى و مطالب بسيار عالى را مثل اين كه ناخود آگاه است مىريزد و مىپاشد و اغلب روى آن مطالب تكيه مستقل ندارد . به همين جهت است كه گاهى ابيات جلال الدين بررسى كننده را در بارهء درك مقصودش دچار ترديد و حيرت مىسازد . مثلا در آن هنگام كه در صدد بيان ناچيز بودن فعاليتهاى حواس ظاهرى سخن مىگويد : اين بيت در ميان آنها ديده مىشود : موج خاكى فهم و وهم و فكر ماست موج آبى صحو و سكر است و فناست اگر مقصود جلال الدين از اين بيت آن مطلب باشد كه مىگويد : فهم و وهم و فكر و ساير پديده هاى روانى جلوه هايى از ماده است چنان كه با كلمهء ( موج خاكى ) تعبير كرده است واقعاً فوق العادگى دارد ، سپس جلال الدين اضافه مىكند كه غير از اين موج خاكى كه جلوه ماده است امواج روحانى ديگرى داريم كه هشيارى واقعى و مستى و فنا از مختصات آن است . اما چنان كه گفتيم روى مطلب مزبور تكيهء مستقل ندارد كه تا به طور قطع بگوييم : چه مىگويد .